وبلاگ

سخنرانی ویژه روز جهانی حفاظت از لایه ازن

رئیس انجمن صنعت تهویه مطبوع ایران در مراسم گرامیداشت سی‌ونهمین سالگرد پروتکل مونترال و روز جهانی حفاظت از لایه ازن، که به همت دفتر طرح ملی حفاظت از لایه ازن برگزار شد، به بیان دیدگاه‌ها و نکاتی درباره اهمیت حفاظت از لایه ازن و نقش صنعت تهویه مطبوع در تحقق اهداف زیست‌محیطی پرداخت. متن سخنرانی وی در این مراسم به شرح زیر است:

بسم‌الله الرحمن الرحیم

خانم‌ها و آقایان،
اساتید محترم، مدیران ارشد، متخصصان محیط زیست و همکاران عزیز صنعت؛

اجازه بدهید امروز صحبت را نه با یک تبریک، بلکه با سه عدد شروع کنم:

۹۹ درصد.
۷.۲ میلیارد تن.
و نیم درجه سانتی‌گراد.

این سه عدد، شاید دقیق‌ترین توصیف از گذشته، حال و آینده صنعت سرمایش جهان باشند.

عدد اول، ۹۹ درصد است.

بر اساس آخرین ارزیابی علمی مورد تأیید سازمان ملل، نزدیک به ۹۹ درصد مواد ممنوع‌شده تخریب‌کننده لایه ازن در جهان حذف شده‌اند.

اگر همین مسیر ادامه پیدا کند، انتظار می‌رود لایه ازن در بیشتر نقاط جهان حدود سال ۲۰۴۰، در قطب شمال حدود ۲۰۴۵ و در جنوبگان حدود ۲۰۶۶ به سطح سال ۱۹۸۰ بازگردد.

این یعنی بشر یک‌بار ثابت کرده است که می‌تواند یک بحران سیاره‌ای را با علم، استاندارد، صنعت و همکاری بین‌المللی مهار کند.

اما عدد دوم، ۷.۲ میلیارد تن معادل دی‌اکسیدکربن است.

بر اساس گزارش جهانی سرمایش سال ۲۰۲۵ سازمان ملل، اگر مسیر فعلی ادامه پیدا کند، تقاضای جهانی برای سرمایش تا سال ۲۰۵۰ می‌تواند بیش از سه برابر شود و میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای مرتبط با سرمایش به حدود ۷.۲ میلیارد تن معادل دی‌اکسیدکربن در سال برسد.

یعنی دقیقاً همان صنعتی که قرار است جهان را خنک کند، اگر مهندسی آن را اصلاح نکنیم، می‌تواند خودش یکی از عوامل گرم‌تر شدن جهان باشد.

و عدد سوم:

نیم درجه سانتی‌گراد.

برآوردهای علمی نشان می‌دهد اجرای کامل اصلاحیه کیگالی می‌تواند تا پایان قرن حدود سه‌دهم تا نیم درجه سانتی‌گراد از گرمایش جهانی جلوگیری کند.

اگر کاهش مصرف گازهای هیدروفلوئوروکربنی با افزایش راندمان انرژی سیستم‌های سرمایشی همراه شود، اثر مثبت آن حتی می‌تواند بسیار بیشتر شود.

بنابراین می‌خواهم امروز یک گزاره کاملاً روشن مطرح کنم:

مسئله آینده صنعت تهویه مطبوع فقط مبرد نیست.

اگر تمام تمرکز ما فقط روی تعویض گاز باشد، شاید تنها نیمی از مسئله را حل کرده باشیم.

فرمول آینده سرمایش سه جزء دارد:

مبرد با اثر گرمایشی پایین + راندمان انرژی بالا + نشتی حداقلی هر سه با هم.

اجازه بدهید با چند عدد مهندسی نشان دهم چرا. سال‌ها از مبرد R22 استفاده کردیم.

R22 دارای شاخص تخریب لایه ازن حدود ۰.۰۵۵ و شاخص گرمایش جهانی حدود ۱۸۱۰ است.

بعد به مبردهایی رسیدیم که اثر تخریبی آنها بر لایه ازن تقریباً صفر شد.

اما آیا مشکل تمام شد؟خیر.

شاخص گرمایش جهانی مبرد R410A حدود ۲۰۸۷ است.

برای R404A حدود ۳۹۲۲ است.

برای R134a حدود ۱۴۳۰ است.

و برای R32 حدود ۶۷۵.

حالا این اعداد را از جدول‌های فنی بیرون بیاوریم و به زبان واقعی صنعت ترجمه کنیم.

اگر فقط ۱۰ کیلوگرم R410A از یک سیستم به جو نشت کند، اثر مستقیم اقلیمی آن تقریباً برابر است با:

۲۰.۹ تن دی‌اکسیدکربن.

اگر ۱۰ کیلوگرم R404A باشد:

بیش از ۳۹ تن معادل دی‌اکسیدکربن.

حتی ۱۰ کیلوگرم R32 نیز حدود ۶.۷۵ تن معادل دی‌اکسیدکربن اثر مستقیم دارد.

بنابراین اجازه بدهید این جمله را خیلی واضح بگویم: صفر بودن اثر تخریب لایه ازن، به معنی صفر بودن اثر زیست‌محیطی نیست.

این یکی از مهم‌ترین نکاتی است که باید در سیاست‌گذاری به آن توجه کنیم.

امروز دیگر نمی‌توان یک سیستم تهویه مطبوع را فقط بر اساس نام مبرد آن، سبز یا غیرسبز نامید.

فرض کنید یک چیلر بزرگ، یک سیستم جریان متغیر مبرد یا یک سامانه تبرید صنعتی، ۱۰۰ کیلوگرم R410A داشته باشد.

اگر فقط سالانه ۱۰ درصد شارژ آن نشت کند، یعنی ۱۰ کیلوگرم مبرد؛ یعنی تقریباً ۲۱ تن معادل دی‌اکسیدکربن در سال فقط از محل نشتی مستقیم.

و هنوز حتی یک کیلووات‌ساعت برق آن را حساب نکرده‌ایم.

اینجاست که بخش دوم معادله اهمیت پیدا می‌کند: راندمان انرژی.

برآوردهای آژانس بین‌المللی انرژی نشان داده است که کولرهای گازی و فن‌ها در مقیاس جهانی حدود ۱۰ درصد کل برق جهان را مصرف می‌کنند و تقریباً یک‌پنجم برق مصرفی ساختمان‌ها به سرمایش اختصاص دارد.

بنابراین در کشوری مانند ایران که ناترازی برق برای ما یک مسئله ملی است، نمی‌شود درباره حفاظت از لایه ازن صحبت کرد اما درباره ضریب عملکرد، نسبت بازده انرژی، بازده فصلی، عملکرد در بار جزئی، موتورهای پربازده، دور متغیر، کنترل هوشمند و طراحی صحیح سیستم حرف نزد.

گاهی ممکن است اثر غیرمستقیم ناشی از مصرف برق یک تجهیز در طول عمر آن، از اثر مستقیم مبرد آن بسیار بیشتر باشد.

پس اگر فقط مبرد را عوض کنیم ولی راندمان پایین باقی بماند، مسئله را جابه‌جا کرده‌ایم؛ حل نکرده‌ایم.

من معتقدم از اینجا به بعد باید یک تغییر مفهومی جدی ایجاد کنیم:

از سیاست‌گذاری صرفاً بر مبنای مبرد

به سمت

سیاست‌گذاری بر مبنای کل سامانه سرمایش.

یعنی دیگر فقط نگوییم چه گازی مجاز است و چه گازی ممنوع.

باید بپرسیم:

این تجهیز برای تولید هر کیلووات ظرفیت سرمایشی چقدر برق مصرف می‌کند؟

سالانه چه مقدار مبرد از دست می‌دهد؟

اثر گرمایشی مبرد آن چقدر است؟

در پایان عمر دستگاه، مبرد چگونه جمع‌آوری می‌شود؟

آیا امکان بازیافت و پالایش مجدد آن وجود دارد؟

آیا تکنسینی که روی مبردهای جدید و قابل اشتعال کار می‌کند، آموزش کافی و گواهی صلاحیت دارد؟

و در نهایت:

اثر اقلیمی کل این تجهیز در طول ۱۵ یا ۲۰ سال عمر آن چقدر است؟

این یعنی سیاست‌گذاری مهندسی.

امروز نسل جدید مبردها نیز انتخاب ساده‌ای نیست.

حرکت از R410A به R32 یک قدم است، اما الزاماً مقصد نهایی همه کاربردها نیست.

برای بعضی کاربردها R290 مطرح است.

برای برخی کاربردهای صنعتی، دی‌اکسیدکربن یا R744 مطرح است.

برای بعضی کاربردها نیز نسل جدید مبردهای با اثر گرمایشی پایین و ترکیبات جدید مورد استفاده قرار می‌گیرند.

اما هیچ مهندس حرفه‌ای نمی‌تواند صرفاً بر اساس یک عدد، مبرد انتخاب کند.

ما باید همزمان این موارد را ببینیم:

قابلیت اشتعال،سمیت،فشار کاری،حد مجاز مقدار شارژ،فناوریکمپرسور،سازگاری روغن و مبرد، طراحی مبدل حرارتی،
دمای محیط،
و زیرساخت نصب و خدمات.

ممکن است یک مبرد از نظر اقلیمی بسیار مطلوب باشد، اما اگر زیرساخت نصب و سرویس آن آماده نباشد، استفاده نادرست از آن می‌تواند مسئله ایمنی ایجاد کند.

پس گذار به فناوری سبز بدون دانش فنی، استاندارد و آموزش اتفاق نمی‌افتد.

و حالا اجازه بدهید درباره ایران صحبت کنم.

بر اساس اطلاعات رسمی دبیرخانه پروتکل مونترال، مجموع منابع تصویب‌شده صندوق چندجانبه برای ایران تا پایان سال ۲۰۲۵ حدود:۹۳ میلیون و ۷۷۴ هزار دلار بوده است.

از این رقم، تا پایان سال ۲۰۲۴ بیش از ۸۷ میلیون دلار پرداخت شده و حدود ۷.۲ میلیون دلار نیز برای پروژه‌های جاری مصوب بوده است.

این عدد برای من به‌عنوان نماینده صنعت، یک سؤال بسیار مهم ایجاد می‌کند:

نسل بعدی این منابع چگونه می‌تواند مستقیماً به ارتقای فناوری صنعت ایران تبدیل شود؟

چقدر می‌توانیم این منابع را به:

آزمایشگاه‌های مرجع، توسعه تحقیق و توسعه، طراحی محصولات نسل جدید، تغییر خطوط تولید، تجهیزات جمع‌آوری و بازیافت مبرد، آموزش تکنسین‌ها، و افزایش راندمان انرژی متصل کنیم؟

من معتقدم معیار موفقیت نسل بعدی پروژه‌های زیست‌محیطی نباید فقط این باشد که: «چند تن مبرد حذف شد.» باید بپرسیم:

چند کارخانه ارتقا پیدا کرد؟
چند محصول جدید ایرانی تولید شد؟
چند درصد راندمان بالا رفت؟
چند تکنسین آموزش دید؟

چند مگاوات از پیک مصرف برق کم شد؟
و چند تن معادل دی‌اکسیدکربن واقعاً حذف شد؟

اینها شاخص‌های واقعی یک سیاست صنعتی و زیست‌محیطی موفق هستند.

یک نکته دیگر را هم شفاف عرض کنم.

صنعت نمی‌تواند برای طراحی محصول آینده منتظر آخرین روز صدور یک بخشنامه بماند.

یک کارخانه برای طراحی محصول، ساخت قالب، انتخاب کمپرسور، طراحی مبدل، سیستم کنترل، انجام آزمایش‌ها، اخذ استاندارد و رسیدن به تولید انبوه، به زمان نیاز دارد.

سرمایه‌گذاری صنعتی با بخشنامه شش‌ماهه انجام نمی‌شود.

ما نیاز به یک نقشه راه ملی حداقل ده‌ساله برای سرمایش پایدار داریم.

این نقشه راه باید با حضور:

سازمان حفاظت محیط زیست،
وزارت صنعت، معدن و تجارت،
وزارت نیرو،
سازمان ملی استاندارد،
دانشگاه‌ها،
سازمان آموزش فنی و حرفه‌ای،
و مهم‌تر از همه، خود صنعت

تدوین شود.

و این نقشه راه باید برای هر نوع کاربرد، مسیر را روشن کند.

برای کولرهای گازی چه برنامه‌ای داریم؟

برای سامانه‌های جریان متغیر مبرد چه برنامه‌ای؟

برای چیلر؟

برای سردخانه؟

برای تبرید تجاری؟

برای مراکز داده؟

برای بیمارستان؟

و برای سرمایش فرایندی صنایع؟

چون یک نسخه واحد برای همه این کاربردها وجود ندارد.

و یک موضوع دیگر:

به اعتقاد من بزرگ‌ترین فرصت ایران در این تحول، تولید داخل است.

ما نباید اجازه بدهیم مقررات محیط زیستی به شکلی اجرا شوند که نتیجه نهایی آنها فقط واردات محصول جدید باشد.

تعهد زیست‌محیطی نباید به واردات فناوری سبز منجر شود؛
باید به تولید فناوری سبز در ایران منجر شود.

ما باید به جایی برسیم که وقتی کشور مجبور به تغییر فناوری می‌شود، کارخانه ایرانی محصول نسل بعد را بسازد، مهندس ایرانی آن را طراحی کند، آزمایشگاه ایرانی آن را آزمایش کند و در نهایت ایران آن را به بازار منطقه صادر کند.

این اتفاق کاملاً شدنی است.

بر اساس گزارش جهانی سرمایش ۲۰۲۵، اگر جهان مسیر سرمایش پایدار را جدی اجرا کند، انتشار مورد انتظار بخش سرمایش در سال ۲۰۵۰ می‌تواند حدود ۶۴ درصد کاهش پیدا کند؛

یعنی از حدود ۷.۲ میلیارد تن به حدود ۲.۶ میلیارد تن معادل دی‌اکسیدکربن برسد.

این عدد نشان می‌دهد که فناوری واقعاً می‌تواند معادله را تغییر دهد.

و اینجا می‌خواهم به شعار امسال روز جهانی ازن برگردم:

اقدام جهانی برای سیاره‌ای خنک‌تر.

به نظر من باید یک سؤال اساسی بپرسیم:

سیاره‌ای خنک‌تر، با چه فناوری‌ای؟

پاسخ صنعت باید روشن باشد:

نه فقط با یک مبرد جدید.

بلکه با:

مبرد کم‌اثرتر، تجهیز پربازده‌تر، کنترل هوشمندتر، نشتی کمتر، خدمات حرفه‌ای‌تر و بازیافت واقعی مبرد.

اگر بخواهم تمام صحبت امروز را در یک فرمول خلاصه کنم، می‌گویم:

آینده سرمایش برابر است با:
اثر گرمایشی پایین‌تر × راندمان بالاتر × نشتی کمتر

هر سه باید همزمان اتفاق بیفتند.

و حرف آخر:

پروتکل مونترال به دنیا ثابت کرد که می‌شود یک تهدید جهانی را متوقف کرد.

اما مأموریت نسل ما سخت‌تر است.

ما باید یک جهان گرم‌تر را خنک کنیم،
بدون اینکه برای خنک کردن آن، دوباره جهان را گرم‌تر کنیم.

این شاید مهم‌ترین چالش صنعت سرمایش در قرن بیست‌ویکم باشد.

و من معتقدم ایران می‌تواند در حل این مسئله فقط دنبال‌کننده نباشد.

می‌تواند طراح، سازنده و صادرکننده راه‌حل باشد.

به شرط آنکه امروز تصمیم بگیریم از مرحله «حذف یک مبرد» عبور کنیم و وارد عصر مهندسی سرمایش پایدار شویم.

آینده متعلق به کارخانه‌ای نیست که فقط بیشتر تولید می‌کند؛
آینده متعلق به کارخانه‌ای است که با انرژی کمتر، اثر اقلیمی کمتر و دانش بیشتر تولید می‌کند.

سپاسگزارم.